X
تبلیغات
اندیشه نیک, گفتار نیک, کردار نیک


اگر من بزرگ نمی‌شدم مادر بزرگ نمی‌مرد
اگر من بزرگ نمی‌شدم پدر بزرگ زنده بود
چه ستمی کردم به شما با قد کشیدنم پدر مادر که چنین شکسته شدید
نه مویی سپید بود و نه پشتی خمیده

اگر‌‌ همان که بودم بودم و هرگز در خاطرم نمی‌ماند زادروزم


حامــــــــــــد قصــــــــــــــری
نویسنده،روزنامه‌نگار،*عکاس

+ تاريخ پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 11:31 نويسنده آریاداد |

حکایت از چه کنم، سینه سینه درد اینجاست
هزار شعله‌ی سوزان و آه سرد اینجاست
نگاه کن که ز هر بیشه در قفس شیری است
بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله‌مرد اینجاست
میان این همه نامردمی و نامردی
نشسته در غم مردم هنوز مرد اینجاست
بیا که مسئله بودن و نبودن نیست
حدیث عهد و وفا می‌رود، نبرد اینجاست
بهار آن سوی دیوار ماند و یاد خوشش
هنوز با غم این برگ‌های زرد اینجاست
به روزگار شبی بی‌سحر نخواهد ماند
چو چشم باز کنی صبح شب‌نورد اینجاست
جدایی از زن و فرزند «سایه» جان سهل است
تو را ز خویش جدا می‌کنند، درد اینجاست

هوشنگ ابتهاج

+ تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 9:20 نويسنده آریاداد |

رنجشی نیست
آدم‌ها همینند
خوبند ولی‌ فراموش کار
می‌آیند
می‌ مانند
می روند
مثل مسافران کاروان سرا
مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان
...
کسی‌ برایِ بودن
نیامده ... نمی‌‌آید

نیکی فیروزکوهی‌

+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 16:59 نويسنده آریاداد |

این جا چرا می تابی؟ ای مهتاب، برگرد
این کهنه گورستان غمگین دیدنی نیست
جنبیدن خلقی که خشنودند و خرسند
در دام یک زنجیر زرین، دیدنی نیست
می خندی، اما گریه دارد حال این شهر


م.امید

+ تاريخ سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 22:55 نويسنده آریاداد |

اگر مرا دوست نداشته باشي
دراز مي‌کشم و مي‌ميرم
مرگ نه سفري بي‌بازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که بايد دوست بداري

رسول يونان

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 10:8 نويسنده آریاداد |

زماني که کسي مي ميرد،در هر جاي جهان، من هم با او مي ميرم،
نمي توانم بي اعتناء به زندگي ديگران باشم
و به اين باورمندم که ققنوس هاي زيادي،
بار ديگر از ميان خاکسترهاي خود به پرواز در مي آيند

دکتر اصغر الهی

+ تاريخ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 12:26 نويسنده آریاداد |

وقتی وطن به خون خودش تشنه ميشود
عشق است اگر نصيب رگم دشنه ميشود
خون مرا بريز به رگهاي ميهنم
هرگز به حرمت وطنم دم نميزنم...

+ تاريخ شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:38 نويسنده آریاداد |

ای سرزمین! کدام فرزندها،در کدام نسل تو را آزاد آباد و سربلند،
با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر ای ایران! جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد.
ای ما نثار عافیت تو .

 نون نوشتن / محمود دولت آبادی  

+ تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 16:28 نويسنده آریاداد |

در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشه‌های مهاجر
زيباست
در نيم‌روز روشن اسفند
وقتی بنفشه ها را از سايه های سرد
در اطلس شميم بهاران
با خاک و ريشه
- ميهن سيارشان –
از جعبه‌های کوچک و چوبی
در گوشه‌ی خيابان می‌آورند
جوی هزار زمزمه در من
می‌جوشد:
ای کاش
ای کاش، آدمی وطنش را
مثل بنفشه‌ها
- در جعبه‌های خاک-
يک روز می‌توانست
هم‌راه خويشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک

محمد رضا شفیعی کدکنی

+ تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 7:58 نويسنده آریاداد |

 

من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن هیچ انسانی انسان
دیگر را خوار نمی‌شمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش، گذرگاه‌هایش را می‌آراید.

من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن
همه‌گان راه گرامی ِ آزادی را می‌شناسند
حسد جان را نمی‌گزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی‌کند.

من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن
سیاه یا سفید
ــ از هر نژادی که هستی ــ
از نعمت‌های گستره‌ی زمین سهم می‌برد.
هر انسانی آزاد است
شوربختی از شرم سر به زیر می‌افکند
و شادی همچون مرواریدی گران قیمت
نیازهای تمامی ِ بشریت را برمی‌آورد.

چنین است دنیای رویای من!

لنگستون هیوز ترجمه احمد شاملو

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 14:14 نويسنده آریاداد |

آنگاه که در روزی از روزها کشته می شوم
قاتل در جیبم
بلیط های مسافرت را خواهد یافت
یکی برای سفر به صلح
یکی برای سفر به مزارع و باران ها
یکی برای سفر به درون بشر
(قاتل عزیزم:
بلیط ها را نابود مکن
خواهش می کنم با آنها
سفر کن...)

سمیح القاسم شاعر فلسطینی

+ تاريخ یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 10:35 نويسنده آریاداد |

 

یک روز برخاستم از خواب
دشمن همه جا را گرفته بود
آه بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا، بدرود ،بدرود
ای مبارز مرا با خود ببر
چون که آماده ی مرگم
اگر مثل یک مبارز کشته شدم
ای زیبا باید که به خاکم سپاری
در کوهستان دفنم کن
زیر سایه گلی زیبا
و آنان که از کنار گورم می گذرند
به من خواهند گفت: "چه گل زیبایی"
این گل مبارزیست
که برای آزادی جان باخت.
بدرود ای زیبا، بدرود ای زیبا بدرود، بدرود

بلا چائو به ایتالیایی یعنی" بدرود ای زیبا " آهنگی بی همتا از
جنبش مقاومت چپ ضد فاشیسم ایتالیا در جنگ دوم جهانی بود که
توسط آنارشیست ها و سوسیسالیست ها ساخته شد
و بارها به زبان های مختلف در فرهنگ های مختلف حتی به
کردی و عربی اجرا و در تاریخ جاودان شد.
شاعر این آهنگ نا مشخص است اما آهنگ برگرفته از یک نغمه کولی است.

+ تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 3:20 نويسنده آریاداد |

و باران سخت می بارد در یک شب سرد پاییزی.
این آغازی دیگر است و این منم.
 گم‌شده در مه.
ستاره‌ای سرگردان در کهکشانی بی‌انتها.
فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک.
من گم‌شده‌ام.
من در دنیای متروک تنهایی خود
که تاریک‌ترین شب‌ها و ابری‌ترین روزها را دارد
و باد زیر آوار غروب کوچه‌هایش را دلتنگ می‌نوازد،
گم‌شده‌ام.
 آری، من گم‌شده‌ام...
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 20:54 نويسنده آریاداد |


چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
وامروز دوباره شکست
تکه ای از شکسته های قلبم
درآن گوشه ی پاییزی
گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
تا حرفهایم
در بستری از بغض بخوابند
کاش گفته بودم...
کاش گفته بودم تو روزی بتی بودی
که قلبم ستایشت می کرد
دریغ از گوشه چشمی
که همان، بت شکنم کرد
وامروز...
بخشایش عذرم
مفهومی بی رنگ است
گمشده در اعماق تاریک قلبم...

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 8:20 نويسنده آریاداد |

ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده ایم
مست از بوسه هایی هستیم که هنوز نگرفته ایم
از روزهایی که هنوز نیامده اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره ذره بدست می آوریم
پرچم را بالا بگیر تا بر صورت بادها سیلی بزند
حتی لاکپشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند
زودتر از خرگوش ها به مقصد می رسند

 یانیس ریتسوس

+ تاريخ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:5 نويسنده آریاداد |