|
|
ای دوست ببین بی سر و سامانی ایران
بدبختی ایران و پریشانی ایران
از قبر برون آی و ببین ذلت ما را
این ذلت ایرانی و ویرانی ایران
آوخ که لحد ، جای تو شد تا بقیامت !
رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران :
از وضع کنونی و زبدبختی ملت
زین فقر و پریشانی و ویرانی ایران
گردیده جهان تیره و گشته ست دلم تنگ
گوئی که شدم حبسی و زندانی ایران
بگرفته دلم سخت زاوضاع کنونی
بیچارگی و محنت و حیرانی ایران
" عشقی " بود ، ار نوحه گر امروز عجب نیست
خون می چکد از دیدۀ ایرانی و ایران
میرزاده عشقی
روزی اگر بناست که بر تن کفن کنم من آن کفن به تن ز برای وطن کنم
سبز و سفید وسرخ نکوتر بود کفن تا من برای خاطر میهن به تن کنم
ایران من عزیز من ای سرزمین من مرگ است بی تو اگر هوس زیستن کنم
روزی که پای عشق وطن در میان بود تاریخ گفته است که من چه باید کنم
همچون برق حق بر خرمن باطل درافتم یزدان صفت مبارزه با اهریمن کنم
دشمن اگر پای بدین سرزمین نهد کاری که کرد نادر لشگر شکن کنم
استاد محمد حسین شهریار
ای نا بسامان روزهای سرد خورشید
ای کشتی بر گل نشسته تخت جمشید
ای آسمان در بین دستانت نشسته
ای پاسبان این حریم پیر خسته
برای خواندن شعر بصورت کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
اگر ایران بحز ویران سرا نیست من این ویرانسرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانه ها را دوست دارم
نوای نای ما گر جانگداز است من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست من این آب و هوا را دوست دارم
بشوق خار صحراهای خکش من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را می پرستم من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور من این زور آزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک من ای مردم شما را دوست دارم
پاینده و جاوید ایران
پژمان بختیاری
به ایرانم, ایران جاودانه ام.
همیشه با تو...
معنای زنده بودن من, با تو بودن است.
نزدیک, دور
سیر, گرسنه
رها, اسیر
دلتنگ, شاد
آن لحظه ای که بی تو سر آید, مرا مباد!
فریدون مشیری