|
|
آقاي نخست وزير مشروب نمي خورد
آقاي نخست وزير دود نمي کشد
آقاي نخست وزير در خانه اي حقير اقامت دارد
ولي بيچارگان حتي خانه ي حقيري هم ندارند .
کاش گفته مي شد :
آقاي نخست وزير مست است
آقاي نخست وزير دودي است
اما حتي يک فقير ميان مردم نيست .
نام شاعر:برتولت برشت
نام مترجم:دکتر شاهکار بینش پژوه
بیا لب وا کنیم هم غصه ی من
بیا بیدار کنیم خوابیده ها رو
بیا آشتی بدیم با قصه هامون
تمام دستای از هم جدا رو
بیا گلخونه کن ویرونه ها رو
که قمری جای زاغا رو بگیره
نمی خوام گلدون مادربزرگم
رو طاقچه از بوی غربت بمیره
قفلای خونی صندوقچه ی ما
هزارون ساله گم کرده کلیده
بیا با قلبامون رستم بسازیم
که اون که دشمنه ، دیو سفیده
بیا قفل و کلید رو مهربون کن
که سخته سوت و کور خونه هامون
بیا با دستای هم پل ببندیم
که رد شه قاصد از رودخونه هامون
اگه شب مثل زندون تنگ و تاره
کلید صبحمون تو دستای ماست
اگه امشب ، شب مرگ ستاره ست
چراغ راهمون خورشید فرداست
ایرج جنتی عطایی